محمد تقي جعفري

143

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين بود مقدارى از اوصاف و عناصر شخصيتى دو دنيا پرست خونخوار كه براى بدست آوردن رياست چند روزهء دنيا ده‌ها هزار خون بيگناه را ريختند و حقوق انسانها را پايمال نمودند و در برابر على بن ابي طالب عليه السلام كه مظهر حق و عدالت و آزادى بود به پيكار برخاستند . ابن ابى الحديد مىگويد : عمرو يكى از آن افراد بود كه در مكه پيامبر اكرم ( ص ) را اذيت ميكرد و دشنام مىداد و سر راهش سنگ مىگذاشت . . . عمرو پيامبر را هجو ميكرد ، پيامبر در حالى كه در نزديكى حجرا سود نماز مىگذارد ، دست بنفرين برداشت و عرض كرد : الَّلهمّ انّ عمرو بن العاص هجانى و لست بشاعر فالعنه بعدد ما هجانى ( 1 ) ( خداوندا ، عمرو بن عاص مرا هجو كرده است و من شاعر نيستم كه او را هجو كنم ، خداوندا ، او را بشمارهء هجوى كه كرده است لعنت كن ) اين محقق معتزلى در تفسير خطبهء 83 [ بشمارهء چاپ بيروت و 84 بشمارهء چاپ لبنان - دكتر صبحى صالح ] كه در تفسير اين جمله : عجبا لابن النابغة . . . ( شگفتا ، بر حال عمرو بن عاص فرزند زن زانيه . . . ) از كتاب ربيع الابرار تأليف زمخشرى چنين نقل مىكند : « نابغه ما در عمرو كنيز مردى از قبيلهء عنره بوده است . اين كنيز در يكى از جنگها اسير گشت و عبد اللَّه بن جدعان تيمى ، در مكه او را خريد . اين كنيز زناكار بود ، سپس عبد اللَّه او را آزاد كرد . ابو لهب بن عبد المطلب و امية بن خلف جمحى و هشام بن مغيرهء مخزومى و ابو سفيان بن حرب و عاص بن وائل سهمى در يك طهر

--> ( 1 ) مأخذ مزبور ج 6 ص 282 نقل از واقدى ، در همين مأخذ ص 291 از زبير بن به كار در كتاب مفاخرات چنين نقل كرده است كه موقعى كه امام حسن مجتبى عليه السلام در مجمعى كه معاويه براى اهانت به امام تشكيل داده بود ، صحبت كرد ، در بارهء عمرو بن العاص ، چنين فرمود : « امر تو شايع است ، همه مىدانند ، مادرت ترا از پدرى مجهول مبنى بر زنا زاييده است . در بارهء فرزندى تو چهار مرد را محاكمه كرده‌اند در نتيجه خونخوارترين و لئيمترين آنان از نظر شخصيت و پليدترين آنان از نظر منصب ، به مردهاى ديگر پيروز شده و ترا به خود نسبت داده است .